باشگاه خبرنگاران جوان - داوطلبی که ماهها و سالها برای ورود به رشته پزشکی تلاش کرده، مطابق ظرفیتهای اعلامشده برنامهریزی کرده و آینده خود را بر پایه سیاستهای رسمی کشور ساخته است، ناگهان با موجی از اظهارنظرها درباره تغییر یا افت ظرفیت مواجه میشود.
سؤال جدی اینجاست: چرا تصمیماتی که مستقیماً با آینده جوانان ارتباط دارد، باید هر سال در آستانه کنکور دوباره محل اختلاف و چانهزنی قرار گیرد؟
مصوبه بیشتر شدن ظرفیت پزشکی؛ تصمیمی که دوباره در معرض تردید قرار گرفت
مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در دیماه ۱۴۰۳ درباره صعود ظرفیت رشتههای پزشکی و پیراپزشکی، با هدف پاسخ به نیازهای نظام سلامت، جبران کمبود پزشک و تقویت سرمایه انسانی کشور تصویب شد. این تصمیم پس از ارزیابیهای کارشناسی اتخاذ شد و طبیعی بود که دانشآموزان و خانوادهها آن را بهعنوان یک سیاست رسمی و قابل اتکا مبنای برنامهریزی خود قرار دهند. اما اکنون با آغاز دوباره بحث کنکور، صداهایی برای تغییر مسیر این تصمیم به گوش میرسد؛ اتفاقی که این نگرانی را ایجاد کرده است که باز هم آینده داوطلبان درگیر اختلاف میان نهادهای مختلف شود.
شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ مصوبه میدهد اما در اجرای آن عقب میماند؟
یکی از مشکلات جدی در سالهای اخیر، فاصله میان تصویب تصمیمات کلان و اجرای واقعی آنهاست. شورای عالی انقلاب فرهنگی بهعنوان نهاد سیاستگذار، زمانی میتواند نقش مؤثر خود را ایفا کند که علاوه بر تصویب مصوبات، توانایی پیگیری و تضمین اجرای آنها را نیز داشته باشد. در مبحث رشد ظرفیت پزشکی نیز، پس از تصویب این سیاست، انتظار میرفت مسیر اجرا با هماهنگی دستگاههای مسئول دنبال شود؛ اما ادامه اختلافات و مطرح شدن دوباره کم شدن ظرفیتها حاکی از آن است که پیگیری اجرای مصوبات با ضعفهایی مواجه است. وقتی یک مصوبه رسمی پس از مدتی دوباره زیر سؤال میرود، این پیام به جامعه منتقل میشود که حتی تصمیمات کلان کشور نیز ممکن است بدون ضمانت اجرایی باقی بمانند.
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ همیشه در ابهام
مشکل فقط یک تصمیم خاص نیست؛ مسئله، بیثباتی در اجرای سیاستهایی است که پس از طی فرآیندهای رسمی تصویب میشوند. جامعه انتظار دارد تصمیمات مهم آموزشی و سلامت کشور، پس از انتشار یافتن، وارد مرحله اجرا شوند؛ نه اینکه هر بار با تغییر شرایط یا فشار برخی مجموعهها، دوباره به نقطه اول بازگردند. این در حالی است که دبیر این شورا، حجتالاسلام والمسلمین خسروپناه، سابق از این با ذکر این نکته که اگر پزشک تربیت نکنیم، در بیست سال آینده پزشک را باید وارد کنیم، این مسئله را تبیین نموده بود. اکنون سوال اینجاست، چطور شورایعالی انقلاب فرهنگی توان اجرای مصوبات خود را ندارد؟
زمانیکه مجریان و کارگزاران نتوانند در اجرای سیاستهای بالادستی دچار بحران و آسیب شوند، طبیعتاً نهادهای تصمیم گیر کلان کشور را زیر سوال خواهند برد.
دانشآموزان بازیچه اختلافات مدیریتی نیستند
پشت هر ظرفیت پزشکی، هزاران ساعت تلاش دانشآموزان و خانوادههایی قرار دارد که به تصمیمات رسمی اعتماد کردهاند. دانشآموزان نمیتوانند هر سال منتظر بمانند تا ببینند کدام نهاد، کدام دانشگاه یا کدام مدیر درباره آینده آنها چه تصمیمی خواهد گرفت. آینده جوانان نباید قربانی اختلافنظرهای مدیریتی، نبود هماهنگی یا تغییر ناگهانی سیاستها شود. این مسئله تنشهای اجتماعی و فکری دانشآموزان-آیندگان کشور- را دچار بحران خواهد ساخت. چندی از حضور دانشآموزان در برابر شورای عالی انقلاب فرهنگی جهت اعتراضات نگذشتهاست. این مسئله نیز به خودی خود میتواند تن آفرینی نموده و در حالی که کشور در بحرانی مانند جنگ قرار دارد، قشر آینده ساز کشور را با ناامیدی مواجه سازد.
آغاز بحثهای کنکوری و آغاز دوباره فشارها برای افت ظرفیت پزشکی
همزمان با آغاز فضای کنکور، دوباره زمزمههای افت ظرفیت پزشکی مطرح شده است. برخی مدیران دانشگاههای علوم پزشکی نسبت به صعود ظرفیتها انتقاد کردهاند و این نگرانی وجود دارد که به جای تمرکز بر حل مشکلات زیرساختی، اصل بیشتر شدن ظرفیت زیر سؤال برود. دانشگاهها قطعاً درباره قابلیتات آموزشی و شرایط اجرایی دغدغههایی دارند، اما راهحل این مسائل، بازگرداندن کشور به نقطهای نیست که دانشآموزان دوباره قربانی بیثباتی تصمیمات شوند.
برخی مسئولان از فضای مبهم ایجادشده برای تغییر مسیر تصمیم استفاده میکنند
در شرایطی که بحث تعویق زمان برگزاری کنکور داغ و هیجانی است و میتواند مسیر زندگی بسیاری را دچار تغییر سازد، این نگرانی مطرح است که برخی مجموعهها از این فضای مبهم برای فشار جهت تغییر تصمیم مصوب استفاده کنند. منظور ماهی گرفتن از آب گلآلودی است که آسیب فراوانی را برای کشور رقم خواهد زد. مسئله ظرفیت پزشکی یک محور صرفاً مدیریتی نیست؛ این تصمیم با آینده جوانان، نیازهای نظام سلامت و اعتماد عمومی ارتباط مستقیم دارد.
فشارهای تازه؛ ضربه به تمرکز داوطلبان در حساسترین زمان
دانشآموزان در ماههای منتهی به کنکور بیش از هر چیز به آرامش، ثبات و بیانات دقیق نیاز دارند. مطرح کردن مداوم اصلاحات احتمالی درباره ظرفیت رشتههای پرمتقاضی، تمرکز داوطلبان را افت میدهد و فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند. سیاستگذاری آموزشی نمیتواند بر پایه تصمیمات متغیر و پیامهای متناقض پیش برود.
مهاجرت؛ هزینه بیثباتی در مسیر موفقیت جوانان
یکی از پیامدهای بیاعتمادی به مسیرهای داخلی، رشد تمایل برخی جوانان به دنبال کردن فرصتهای تحصیلی و شغلی خارج از کشور است. وقتی جوانان احساس کنند مسیر پیشرفت داخلی ثبات ندارد و تصمیمات مهم ممکن است تغییر کند، طبیعی است که گزینههای دیگری را ارزیابی کنند.
سردرگمی دانشآموزان؛ تهدیدی برای اعتماد اجتماعی
بیثباتی در تصمیمات آموزشی فقط یک مسئله مربوط به کنکور نیست؛ این مسئله مستقیماً با اعتماد عمومی ارتباط دارد. وقتی خانوادهها احساس کنند برنامهریزیهایشان طبق تصمیماتی بوده که هر لحظه قابلیت تغییر دارد، خروجی آن صعود نگرانی و نارضایتی اجتماعی خواهد بود.
صعود ظرفیت پزشکی؛ تصمیمی که باید اجرا شود، نه اینکه هر سال دوباره مرور شود
کشور برای آینده نظام سلامت به نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. بیشتر شدن ظرفیت پزشکی در کنار توسعه زیرساختها، ارتقای کیفیت آموزش و برنامهریزی دقیق، میتواند یک ضرورت ملی باشد. اما مهمتر از تعداد ظرفیتها، مسئله اعتماد است؛ اعتماد دانشآموزانی که آینده خود را بر پایه تصمیمات رسمی کشور میسازند. آینده یک نسل نباید در میان اختلاف دستگاهها و تغییر مواضع مدیریتی معلق بماند. نگاه به اعتماد عمومی نسل آیندهساز در کشور زمانی به وجود میآید که تصمیمات دارای ثبات و دارای ابعادی مشخص برای منفعت عمومی باشند. ارزیابیها حاکی از آن است این بیثباتبها چیزی جز نارضایتی برای جامعه در پی نخواهد داشت. چرا که نه نزول ظرفیت پزشکی، در زمانیکه کشور به آن نیاز دارد، یک منفعت عمومی است و نه تحولات ناگهانی تصمیمات مهم و کلان، چیزی جز از بین رفتن ثبات در پی ندارد.
توجه به از بین بردن ابهامات اجرایی، تلاش برای پیگیری سیاستهای بالادستی، تعامل و تثبیت سیاستها از جمله مواردی است که باید در دستور کار شورایعالی انقلاب فرهنگی قرار گیرد. چیزی که تاکنون نه همت آن در شورا موجود بودهاست و نه دبیر شورا به این امر توجه جدی دارد.
منبع:خبرنگاران جوان
برچسب:
نویسنده: سینا محمدی